خرید بک لینک
بعضا وقتی با بعضی از متاهل ها حرف میزدم میگفتند ایکاش زودتر از این ازدواج میکردیم ،درسته ما هنوز باهم ازدواج نکردیم ولی این تعهدی که بهمدیگه داده ایم خیلی ذهن منو آروم کرده و افکارم به چیزهای حاشیه معطوف نمیشه و حس میکنم شروع خوبی رو داریم تجربه میکنیم و در آینده ای نزدیک انشاالله خبرهای خوبی من و همسرم خواهیم داشت

خدایا شکر بخاطر فرشته خوبی که به من هدیه دادی

برچسب: نویسنده: باربد عباسیان تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 19:33

خدایا یک خواسته

از این پس مارا لحظه ای به خودمان مسپار

من دیگر ما شده ایم آبروی من آبروی ما است مارا با آبرو و عزتمند کن

مارا از ناراحتی ها بدور کن

از سستی و ناامیدی بدور کن

من و عزیزمو از نظر نامحرمها بدور کن

همت مارو با ایمان و معرفتت ارزشمند گردان

بر پیشانی من و عزیزم مهر محبت حسین رو نقش کن

به ما فرزندانی صالح عطا فرما

آمیــن

برچسب: نویسنده: باربد عباسیان تاريخ: شنبه 24 مهر 1395 ساعت: 19:54

هزار بار خودتو تو محدودیت میذاری،خودتو تو زندان محبوس میکنی ولی بعد از چند صباحی دیوار زندان رو میشکنی!

کاش بجای اونهمه شکنجه معرفتم زیاد میشد تا نگرشمو نسبت به مسائلی که آزارم میدن تغییر بدم تا بجای اینکه

زندانی باشم ، احساس مردانگی داشته باشم از زندگی لذت ببرم :(

برچسب: نویسنده: باربد عباسیان تاريخ: شنبه 24 مهر 1395 ساعت: 10:08

خدایا من هیچ نمیدانم مرا با ندانسته هایم راهی وادی عشق نکن.بمیران ولی با یقین بمیران.آب با منت،عشق با تردید وای...

ایا او مرا واقعا میخواهد یا یک کابوس است؟

دیگر نمیخواهم ببازم مرا اندکی بیشتر یاری کن

برچسب: نویسنده: باربد عباسیان تاريخ: جمعه 23 مهر 1395 ساعت: 23:43

یه جایی خوندم نوشته بود:

سیگار بکش ؛
مست کن؛
بغض کن ؛
گریه کن ؛
دق کن !
ولی
با آدم بی ارزش درد و دل نکن …

چون فکر میکنه کمبود محبت داری نه اینکه ادم عاطفی باشی

چون فکر میکنه حق تو فقط یک نگاه تحقیرانه هست که باید نگاه کرد و محل سگ هم نذاشت

چون فکر میکنه خیلی ازت بالاتره و...

ولی من با این متنها کاری ندارم چون کسی که من حرف دلم رو بهش گفتم خیلی خوبتر از این حرفهاست

و من به او بعنوان محرم عشق نگاه کردم نه محرم راز

برچسب: نویسنده: باربد عباسیان تاريخ: جمعه 23 مهر 1395 ساعت: 23:43

امروز عشق نازنین من رنگ چشمهامو پرسید گفتم دقیقا نمیدونم ولی چیزی شبیه قهوه ایه ! رنگ واقعی این چشمهامو خودمم هنوز نمیدونم اون لحظه که در برابرم خواهی نشست و چشمانمان بر هم خیره خواهد شد قطره اشکی که با آهنگ نگاهت از چشمانم جاری میشود آنوقت است که رنگ چشمان من با هارمونی زیبای رنگ چشمات به تکامل خواهد رسید،در فراق تو رنگی برای من نیست جز زردی انتظار که همرنگ پاییز است و چشمانم به امید وصال چشمان تو زنده اند...

برچسب: نویسنده: باربد عباسیان تاريخ: جمعه 23 مهر 1395 ساعت: 23:43

امروز عشق یکی یه دونه من بهم یه قولی داده: میخوام ی قولی بهت بدم,این ک هر هفته کمتر از 45 ساعت درس نخونم!!دعا دعا کن کنکورم خوب بشه,اون وق کارمون خیلی راحت تر میشه... خوب عزیزدلم من از شناختی که باهات دارم راحت میتونی این کارو عملی کنی،هرهفته عصر جمعه بهم گزارش میدی ببینم چندمرده حلاجی،جریان اینه که خدایی نکرده اگه یه هفته ای قولتو عملی نکردی اونموقع من چه طوری تنبیهت کنم؟ -:) درسته که دلم نمیاد تنبیهت کنم ولی مجبورم سه روز در هفته هم تعطیلین اکه تصمیمت جدی باشه میتونی راحت 45 ساعتو مفیدبخونی،بالاخره هیچ بهانه ای قابل قبول نخواهد بود و بخششی تو کار نخواهد

برچسب: نویسنده: باربد عباسیان تاريخ: جمعه 23 مهر 1395 ساعت: 23:43

يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّة ارْجِعي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً(فجر/27) اى روح آرامش يافته خشنود و پسنديده به سوى پروردگارت باز گرد. فرشته من از وقتی باتو عهد بستم یک آرامشی در وجودم حکمفرماست.فرشته من تو از فرشتگان مقرب خدایی و برای من بسیار عزیزی خدایا مارا از نظرت دور نگه مدار که تنها داراییمان غیر نگاهت این دلهای کوچکمان است

برچسب: نویسنده: باربد عباسیان تاريخ: چهارشنبه 21 مهر 1395 ساعت: 13:09

انسانهای بزرگی هنوز هم هستند که مشکلاتی که در نزد ما بزرگند در نظر آنان اصلا مشکل نیست

زیادبودن سن و سال مرا اصلا به رویش نیاورد و ارامشی که به من داد من تا اخر عمرم نمیتوانم انرا جبران کنم

ممنونم

برچسب: نویسنده: باربد عباسیان تاريخ: سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت: 16:50

سه سال دیگه قراره دوباره متولد بشم، 99/01/09 روزیه که فرشته آرزوهام بالهای رحمتش بر زندگی من علنا گسترده خواهد شد.

خدایا مرا شاکر این نعمت گردان قبل از اینکه از دستش بدم.

برچسب: نویسنده: باربد عباسیان تاريخ: سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت: 16:50

شکر سه تا مرحله داره: شکر قلبی(معرفت قلبی):شناخت و معرفت قلبی به نعمتها و خالقشون و فهم لزوم شکرگزاری از او.(چه بسا به ما بعضی نعمتها داده شده ولی آگاه به آنها نیستیم و یا آگاه هستیم ولی لزومی نمیبینیم که شاکرش باشیم). شکر زبانی : به زبان بیاریم نعمتهامونو و همچنین زبانی سپاسگذاری کنیم. شکر عملی : یعنی هر نعمت رو فقط در جای خودش استفاده کنیم و استفاده دیگه ای ازش نکنیم.مثلا اگه بهمون نعمت بینایی داده شده از اون در راه نگاه به نامحرم استفاده نکنیم یا از نیروی عقلمون برا فکر کردن روی موضوعات مزخرف استفاده نکنیم. راستش معنی شکرعملی رو من تازه امروز فهمیدم!!!

برچسب: نویسنده: باربد عباسیان تاريخ: سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت: 16:50

بسم الله الرحمن الرحیم اهداف سه ساله من از مورخه 95.7.19 اگر خدا بخواهد: الف-اهداف اقتصادی: خرید خونه خرید اتومبیل جایگاه شغلی عالی ب:اهداف علمی: اخذ مدرک دکترا یا مراحل پایانی آن تسلط کامل بررشته تخصصی خودم بصورت تئوریک و عملی توام تسلط بر زبانهای خارجه مورد نیاز کارم تدریس مطالب مربوط به حوزه خودم ترجمه 4 تا کتاب خارجی ضروری در ارتباط با تخصص خودم و چاپ آنها ارائه 10 تا مقاله علمی ج-اهداف متعالی ارتقای سطح مهارتهای زندگیم ازدواج خدمت به خلق د- پیش نیازها در حال حاضر 1-اتمام هرچه سریعتر پایان نامه ارشد(در عرض 40 روز) . . . توکلت علی الله

برچسب: نویسنده: باربد عباسیان تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 9:03

در آن لحظات بحرانی فرمودند هرکسی بخواد میتونه برگرده و به بشریت اموخت در راه رسیدن به اهدافشون منتظر رسیدن دستهای مردد دیگران نباشند خود انسان برا موفقیت و شکستش کافی هست.

برچسب: نویسنده: باربد عباسیان تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 9:03

من:جلو در اتاق یکی از استادام دارم رژه میرم ومنتظر ایشونم دو ساعته(با این حالت ) معاون دانشگاه:چیه سعیدجان دو ساعته اینجایی، انتظار سخته آره(با این حالت ) من:مونده انتظار برا چی باشه( با این حالت ) ... ولی بنظر من فارغ از بد بودن بدوقولی و کاشتن طرف مقابل،بعضی وقتها میبینی واقعا یه مشکلی پیش میاد و آدم نمیتونه سر قرارش به موقع حاضر بشه،حالا اینجا تصورشو بکن این کارت حمل بر بی ادبی یا بی تفاوتی ادم نوشته بشه،واقعا ادم خیلی دلش میگیره. نتیجه:لطفا حتی تو دلتون زود قضاوت نفرمایید و ببخشید دیگران را تا خدا شمارا ببخشاید.

برچسب: نویسنده: باربد عباسیان تاريخ: جمعه 16 مهر 1395 ساعت: 19:35

یکی از خواهرام دوسال پیش ازدواج کرد وقتی پسره با خونوادش اومدن خیلی با صفا میخندیدن و مهربون به نظر میرسیدن.همزمان با این خواستگار یکی هم بود اونا هم یه روز دیگه اومدن ولی واه واه خیلی بد بودن انگار میخواستن کنیز خونشون ببرن همش میگفتن باید به حرف ما گوش بده و هزارتا اراجیف واقعا توهین کننده...از طرفی خواهرم میگفت از بین این دوتا با یکی باید ازدواج کنم ماهم اولی رو بهتر دیدیم و بخصوص منکه فکر میکردم از این بهتر نمیشه روزها گذشت و الان ما مثل...پشیمونیم.پسره اصلا ثبات شخصیت نداره و چون پیش مادرش میمونن البته یه واحد دیگه،هرروز مادره کوکش میکنه و پسره می

برچسب: نویسنده: باربد عباسیان تاريخ: چهارشنبه 14 مهر 1395 ساعت: 16:23

چقدر ترسناکه با یکی ازدواج کنی ولی بعدش ببینی اخلاق و شخصیتش زیر صفره

در بهترین زمان عمرت به نیت عشق بری ولی در دام سیاهیها بیفتی

دلم به حال خواهرم و هزاران دختر معصومی که با نیت شروع زندگی جدید میرن ولی خودشون رو تو یه شکنجه خانه پیدا میکنند

دلم از هرچی مرد نفهم بی غیرت ناسپاس بهم میریزه،خدا لعنتشون کنه

آخه بابا دختر تحمل اینهمه بدی تو وجودش نهاده نشده

تف به مردانگیتون

تف به اون تربیت خونوادگیتون

تف به اون دل سنگتون که عین دل شمره

برچسب: نویسنده: باربد عباسیان تاريخ: چهارشنبه 14 مهر 1395 ساعت: 16:23

یادمه اون زمونا تو مدرسه وقتی معلم برگه های امتحان رو اصلاح میکرد میداد میگفت شب بدین به والدینتون امضا کنند صبح بیارین یادمه یه بار 17 گرفته بودم از ترسم نتونستم به بابام بگم امضا کنه اخه اون موقعها مثلا درسخون بودم و این نمره برام کم بود خلاصه تا صبح نتونستم بخوابم بالاخره صبح که لباسهامو پوشیده بودم برم با گریه بابامو بیدار کردم دادم امضا کرد و ایشونم هیچی نگفت

امروز همون حس و حال اشفته اون شب رو دارم

خدایا به خواهرم کمک کن

برچسب: نویسنده: باربد عباسیان تاريخ: چهارشنبه 14 مهر 1395 ساعت: 16:23

خنده دار است وقتی وقت میذارم ولی کاری پیش نمیرود ویا بهتر بگم کاری نمیکنم! لزوما آنچه که در ذهنت گرفته ای و خودت را بخاطر آن از هرکاری محروم ساخته ای ولی همچنان سرگردانی دلیلش اینه که تو هنوز هدفی برای خود نداری.99 درصد افرادی که فکر میکنن هدف(GOAL) دارند در اشتباه محض اند.ان چیزی که انها در سر میپرورانند چیزی جز یک تمایل(INCLINATION)نیست.تمایل میتونه پیش شرط یا هم اسم هدف باشه ولی هدف دارای چنان قدرتی است که بدون هیچ بحثی جنسش با تمایل خیلی فرق داره.درست مثل موشکی که با سرعت و قدرت تمام اوج میگیره و از جو خارج میشه و هلیکوپتری که بالا سرمون صداش مغزمونو میخوره.

برچسب: نویسنده: باربد عباسیان تاريخ: چهارشنبه 14 مهر 1395 ساعت: 5:08

بعضیها داشته هایشان مانع پروازشان میشود و بعضیها نداشته هایشان

داشته ها و نداشته های من تویی

چه حس قشنگی داره پرواز به شزطی که ندای حسین رو اجابت کنم در سوریه

برچسب: شوق پرواز,پرواز اف,پرواز با اف 18, نویسنده: باربد عباسیان تاريخ: چهارشنبه 14 مهر 1395 ساعت: 5:08

اگه عاشق باشی یه نفرو داری که بخاطرش حاضری شب و روز بدوی و در نتیجه باعث میشه پیشرفت داشته باشی،در این حالت زن نقش کاتالیزور یا همون تسریع کننده پیشرفت رو بازی میکنه،بعضی وقتها باخودم میگم اگه یه روزی عاشق میشدم الان خیلی پیشرفت کرده بودم... اگه عاشق بشی بعضی وقتها که حساب و کتاب سرت نمیشه و دیمی زندگی میکنی و هروقت خواستی کار میکنی هروقت خواستی میخوابی،هرکجا حواستی خرج میکنی و پولهاتو حروم میکنی و...زن تعدیلت میکنه و باعث میشه نظم خاصی رو پیش بگیری و برا اینکار از ابزار مختلفی همچون عشق و اگه کارساز نبود با کفکیر و ملاقه تورو میندازه تو نظم :) اگه عاشق

برچسب: نویسنده: باربد عباسیان تاريخ: چهارشنبه 14 مهر 1395 ساعت: 5:08

امشب خیلی خسته ام ولی نمیخوام بگم ضعیفم.

خواب را دریابیم که در آن دولت خاموشیهاست.

برچسب: نویسنده: باربد عباسیان تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 0:54

امشب موقع برگشت از کار نسیم ملایمی به صورتم خورد یادم افتاد که چهارده روزه که اشتباهم رو تکرار نکردم و حس کردم کل هستی بهم بوسه میزنند و احساس خوشبختی عجیبی در وجودم جریان پیدا کرد،اینکه آری واقعا من میتونم زمام امورم رو بدستم بگیرم و زندگیم رو آنطور که خود دوس دارم مدیریت کنم، به قول حضرت مولانا: ای نسخه نامه الهی که تویی وی آیینه جمال شاهی که تویی بیرون زتو نیست آنچه در عالم هست از خود بطلب هرآنچه خواهی که تویی و من امشب با کمک الهی شاهد اینم که هرآنچه را که برایم رویا هست رو میتونم تو زندگیم جاری کنم من همواره انسان پاکی

برچسب: نویسنده: باربد عباسیان تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 0:54

خدایا در این راه مرا بیشتر یاری کن من سخت به کمک تو نیازمندم

برچسب: نویسنده: باربد عباسیان تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 0:54

"أَلَمْ يَعْلَم بِأَنَّ اللَّهَ يَرَىٰ" "آیا نمیدانید که خداوند میبیند ؟؟؟" آهای مسلمانی که تو خفا گناه میکنی آیا نمیدانی که خداوند میبیند ؟؟؟ چرا برای خداوند بزرگی و عظمتی قائل نیستید؟ ؟؟ خداونداااااااااااا من خودم رو بابت سالها جهالتم بخشیدم و هم اکنون خودمو دوست دارم توهم منو عفو کن و ببخش که عمری در محضر تو بی ادبی کرده ام ،تو کریمی خداوندا عظمت من جلوه ای کوچک از عظمت باشکوه توست و من اگر عظمت تو رو حتی درک نکنم عظمت خودم رو مواقعی که پاک زندگی کرده ام رو تا حدودی درک کرده ام و حاضر نیستم به خودم دیگر بی احترامی کنم و من همواره انسان متشخص و

برچسب: نویسنده: باربد عباسیان تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 0:54

بعضی وقتها ادم تنها نباشه خوبه وقتهایی که دل ادم گناه میخواد وقتهایی که آدمها دلت رو شکستن و میخوایی بری تو لاک خودت و غم رو قبول کنی وقتهایی که صبرتو از دست میدی و ناکامیهای گذشته ات میاد جلو چشات وقتهایی که شب با کوله باری از خستگی میایی خونه در حالیکه روز رو با پادویی کردن سپری کردی وقتهایی که حوصله دم کردن یه قوری چایی رو نداری خدایا به من عزت ببخش تا بتونم برم در یه فرشته ای رو بزنم و ازش خواستگاری کنم و این تنهایی رو تبدیل کنم به زندگی عاشقانه با زمزمه هایی عاشقانه تر از لبان دوتا بال عاشق بر دامن پرمهرت،سجدهایی عاشقانه تر... گو یارب از این گزاف کا

برچسب: نویسنده: باربد عباسیان تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 0:54

فرزانه ای گفت: شبها زیاد تا دیروقت بیدار نمونید زیاد خوب نیست گفتم:آدم زن که نداشته باشه هیچ چیزش میزان نیست :) گفت:آدم اگه خــــدا رو داشته باشه،همه چیزش میزانه!!خیلیا هستن که زن دارن ولی... گفتم:بلد نیستم چطوری خدارو داشته باشم:( کاشکی چندروزی روحم در کالبد تو جای میگرفت تا یـا " لذت داشتن خدا " رو درک میکردم یـا " نحوه بدست اوردنش" رو ویـا "همدرد بودنمون "رو ! . . . گفت:خدا خودش ب همه یاد میده ک چجوری داشته باشیمش,کافیه ب نرمیه مرمر, ب سختی الماس,ب انعطاف پذیری مار,ب ژرفای آسمان,ب روشنی چشمان حقیقت باشی...در طبیعت همه چیز معنی میشود,چشم بصیرت را بازکن...:)

برچسب: نویسنده: باربد عباسیان تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 0:54

بـیـــرون ز تو نیست آنچه میخواستهام فهرست تمام آرزو های منی (شعر از دکترشفیعی کدکنی) خدایا تو دل این میوه ها این یکی رو خیلی مفید خلق کردی،سبد منم خالیه خودت بندازش تو سبدم پولشو بعدا حساب میکنیم.درسته گفته بودم ازت هیچ چی نمیخوام ولی این یه مورد فرق میکنه خودت که میدونی.من تا زن نگیرم آدم نمیشم.یه قدمو من اومدم جلو مابقیشو ببینیم چیکار میکنی

برچسب: نویسنده: باربد عباسیان تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 0:54

صفحه بندی